عشق برادرانه بین نوازندگان وجود داشته باشد. در واقع، ما هرگز هماهنگی بین خودمان را از دست ندادیم. ما نداشتیم[صفحه ۱۹۴]هر چه دعا داشتیم صرف تولید موسیقی شد. بیست و پنج سال است که اسمیتها و کونی سیمپسون، که کلارینت اول مینوازد، در موقعیتهای حساسی قرار داشتهاند و هر کدام از آنها گروهی را پشت سر خود دارند. کونی میگوید حیف است که یک گروه خوب باید با طلسم یک نوازنده کورنت که همیشه برای زدن یک نت بالا سه ضربه میزند، لنگ بزند و اد اسمیت میگوید کونی میخواهد رهبر گلبهار باشد و تا زمانی که نتواند بخشهای تکنوازی و باس را همزمان با کلارینت خود بنوازد، راضی نخواهد شد.
حالا میتوانم اد اسمیت را تصور کنم که پس از زمین خوردن گروه بهترین دعانویس شهر در تمرین، هورن خود را پایین آورده و به کونی خیره شده است. او میگوید: «چیزی که شما طلسم نویس نوازندگان گوبستیک نیاز دارید، یک جدول زمانی است، به جای یادداشت. حدود ساعت هشت و پانزده دقیقه با نت A بیایید. بهترین دعانویس شهر اگر بتوانید این کار را خوب انجام دهید، سعی میکنیم با هم کنار بیاییم.» کونی با خوشرویی پاسخ میدهد: «زیاد سخت نگیر. اگر به جای اینکه طلسم نویس تنهایی راه بروی، سعی کنی هر دوی آن کورنتها را دنبال کنی، مطمئناً از هم جدا میشوی.»[صفحه ۱۹۵] اد اسمیت در حالی که دور خودش میچرخد میگوید: «کونی، بهتره کورنت گناباد هم بزنی.
برای هر دو به اندازه کافی دهان داری.» کونی میگوید: «خب، ما باید یک نوازندهی کورنت داشته باشیم، این چیزی است که سالهاست به آن نیاز داریم.» این موضوع طلسم نویس نوازندهی کُرنِتِ اسکراب را، هر که باشد، آزار میدهد و با هیجان از جایش بلند میشود. او دعا شروع میکند: «ما بدون یک یا دو کالیوپِ انسانی خیلی بهتر با هم کنار میآییم...» دابز پیر از میان حلقههای توبایش میگوید: «بنشینید، بنشینید. بگذارید دعوا کنند. آنها همه چیز را بین قطعات میدانند...» اد اسمیت میگوید: «کی از تو خواست چناران که با هورن بنوازی؟» او بلند میشود تا با هورن باریتونش به خانه برود و دنیایی شکسته و تنها را در سوگ فقدانش تنها بگذارد.
البته این یک بحران است. اما ما هرگز ورشکست نمیشویم. گروه موسیقی پینسویل حدود دو بار در سال بر سر تقسیم سود و رنگ لباسهای جدیدشان جادو و طلسمات ورشکست میشوند.[صفحه ۱۹۶]و سوال قدیمی اینکه آیا کورنتها یا ترومبونها باید در جلو رژه بروند. اما ما هرگز کاملاً از هم نمیپاشیم. این عمدتاً به خاطر سم گرین است. او صلحجو و وفادارترین نوازنده ماست. او سی و پنج سال بدون هیچ ارتقایی در گروه، آلتو دوم نواخته است و به طور قطع بدترین نوازندهای است که تا دعا به حال دعا دیدهام، زیرا فقط در سرخس گام دو کاملاً در خانه است؛ و نمیتواند سه-چهار ضرب بنوازد تا روحش را نجات دهد.
اما فداکاری او شگفتانگیز است. او همیشه اولین کسی است که برای تمرین میآید. او چراغها را روشن میکند، آتش روشن میکند و در صورت لزوم به خانه اد اسمیت میرود و طلسم او را متقاعد میکند که فقط برای همین امشب به گروه برگردد. و هر زمان که اختلاف بین جناحها به جایی میرسد که اد اسمیت شروع به جمع کردن وسایل عروسکی خود میکند، سم دخالت میکند. او التماس میکند: «بیایید بچهها، باید این قطعه را درست کنیم. شما همهتان بازیکنان خوبی هستید. چرا، اگر پینز...»[صفحه ۱۹۷]اگر ویل لردگان شما رفقا را داشت، یک گروه موسیقی هم داشت. آن دفعه تقصیر من بود.
یک وقتی این قضیه را درست میکنم. جادو و طلسمات حالا من در گروه سه نفره مینشینم و شما رفقا حالش را میبرید.» و جادو و طلسمات خیلی زود، همانطور طلسم نویس که اد بحث میکند، قلب مغرورش نرم بهترین دعانویس شهر میشود و با نگاهی خیره به کونی برمیگردد. سپس سیم اسکینسون روی قفسه موسیقیاش رپ میخواند و میگوید: «آقایان و نوازندگان ترومبون»، همانطور که ربع قرن این کار را کرده است؛ و یک دقیقه بعد، گروه دوباره با اشتیاق قطعه خود را اجرا میکند، و تمام اختلافات در تلاش ناامیدانه برای بیرون آمدن حتی در پایان، بدون هیچ میزان اضافی برای نواختن توسط یک هورن سرگردان، به حالت تعلیق درآمده است.
معمولاً در طول شب، بخشهای مختلف در قسمتی از مسیر دور هم جمع میشوند و با شکوه طلسم نویس خاصی به پیش میروند، هر بوق به موقع نواخته میشود و قطعات مانند موکا و جاوا با هم ترکیب میشوند. تمام تفاوتها فراموش میشوند و گروه با کلماتی دوستانه، اد اسمیت و ... از هم جدا میشوند.[صفحه ۱۹۸] کونی با هم به
حالا میتوانم اد اسمیت را تصور کنم که پس از زمین خوردن گروه بهترین دعانویس شهر در تمرین، هورن خود را پایین آورده و به کونی خیره شده است. او میگوید: «چیزی که شما طلسم نویس نوازندگان گوبستیک نیاز دارید، یک جدول زمانی است، به جای یادداشت. حدود ساعت هشت و پانزده دقیقه با نت A بیایید. بهترین دعانویس شهر اگر بتوانید این کار را خوب انجام دهید، سعی میکنیم با هم کنار بیاییم.» کونی با خوشرویی پاسخ میدهد: «زیاد سخت نگیر. اگر به جای اینکه طلسم نویس تنهایی راه بروی، سعی کنی هر دوی آن کورنتها را دنبال کنی، مطمئناً از هم جدا میشوی.»[صفحه ۱۹۵] اد اسمیت در حالی که دور خودش میچرخد میگوید: «کونی، بهتره کورنت گناباد هم بزنی.
برای هر دو به اندازه کافی دهان داری.» کونی میگوید: «خب، ما باید یک نوازندهی کورنت داشته باشیم، این چیزی است که سالهاست به آن نیاز داریم.» این موضوع طلسم نویس نوازندهی کُرنِتِ اسکراب را، هر که باشد، آزار میدهد و با هیجان از جایش بلند میشود. او دعا شروع میکند: «ما بدون یک یا دو کالیوپِ انسانی خیلی بهتر با هم کنار میآییم...» دابز پیر از میان حلقههای توبایش میگوید: «بنشینید، بنشینید. بگذارید دعوا کنند. آنها همه چیز را بین قطعات میدانند...» اد اسمیت میگوید: «کی از تو خواست چناران که با هورن بنوازی؟» او بلند میشود تا با هورن باریتونش به خانه برود و دنیایی شکسته و تنها را در سوگ فقدانش تنها بگذارد.
البته این یک بحران است. اما ما هرگز ورشکست نمیشویم. گروه موسیقی پینسویل حدود دو بار در سال بر سر تقسیم سود و رنگ لباسهای جدیدشان جادو و طلسمات ورشکست میشوند.[صفحه ۱۹۶]و سوال قدیمی اینکه آیا کورنتها یا ترومبونها باید در جلو رژه بروند. اما ما هرگز کاملاً از هم نمیپاشیم. این عمدتاً به خاطر سم گرین است. او صلحجو و وفادارترین نوازنده ماست. او سی و پنج سال بدون هیچ ارتقایی در گروه، آلتو دوم نواخته است و به طور قطع بدترین نوازندهای است که تا دعا به حال دعا دیدهام، زیرا فقط در سرخس گام دو کاملاً در خانه است؛ و نمیتواند سه-چهار ضرب بنوازد تا روحش را نجات دهد.
اما فداکاری او شگفتانگیز است. او همیشه اولین کسی است که برای تمرین میآید. او چراغها را روشن میکند، آتش روشن میکند و در صورت لزوم به خانه اد اسمیت میرود و طلسم او را متقاعد میکند که فقط برای همین امشب به گروه برگردد. و هر زمان که اختلاف بین جناحها به جایی میرسد که اد اسمیت شروع به جمع کردن وسایل عروسکی خود میکند، سم دخالت میکند. او التماس میکند: «بیایید بچهها، باید این قطعه را درست کنیم. شما همهتان بازیکنان خوبی هستید. چرا، اگر پینز...»[صفحه ۱۹۷]اگر ویل لردگان شما رفقا را داشت، یک گروه موسیقی هم داشت. آن دفعه تقصیر من بود.
یک وقتی این قضیه را درست میکنم. جادو و طلسمات حالا من در گروه سه نفره مینشینم و شما رفقا حالش را میبرید.» و جادو و طلسمات خیلی زود، همانطور طلسم نویس که اد بحث میکند، قلب مغرورش نرم بهترین دعانویس شهر میشود و با نگاهی خیره به کونی برمیگردد. سپس سیم اسکینسون روی قفسه موسیقیاش رپ میخواند و میگوید: «آقایان و نوازندگان ترومبون»، همانطور که ربع قرن این کار را کرده است؛ و یک دقیقه بعد، گروه دوباره با اشتیاق قطعه خود را اجرا میکند، و تمام اختلافات در تلاش ناامیدانه برای بیرون آمدن حتی در پایان، بدون هیچ میزان اضافی برای نواختن توسط یک هورن سرگردان، به حالت تعلیق درآمده است.
معمولاً در طول شب، بخشهای مختلف در قسمتی از مسیر دور هم جمع میشوند و با شکوه طلسم نویس خاصی به پیش میروند، هر بوق به موقع نواخته میشود و قطعات مانند موکا و جاوا با هم ترکیب میشوند. تمام تفاوتها فراموش میشوند و گروه با کلماتی دوستانه، اد اسمیت و ... از هم جدا میشوند.[صفحه ۱۹۸] کونی با هم به
- یکشنبه ۰۳ اسفند ۰۴ ۱۴:۳۵
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر