درچه

بهتر شو

درچه

کمیته کاتولیک، طبق قانون کنوانسیون، لرد فینگال، لرد نترویل و دیگر نمایندگان کاتولیک را دستگیر کرد. وکلای توانمند توسط ... [صفحه ۱۹۹]آنها، و جلسات خصوصی با حضور باروز، جانسون، پرین، اوکانل، برتون، اودریسکول و مک‌نالی برگزار شد تا در مورد خطوط دفاعی که باید اتخاذ می‌شد، تصمیم‌گیری شود. سوالات مطرح شده دشوار و ظریف بودند؛ و اگرچه دوره‌های تعیین شده به همان اندازه بدیع بودند، طلسم با کمال تعجب بهترین دعانویس شهر مشاهده شد که دادستان کل اورنج، سورین، به طرز شگفت‌آوری برای هر نکته آماده درچه به نظر می‌رسید، زیرا نمایندگان روزانه ذره ذره در میدان مبارزه می‌کردند.[502] پس از دستگیری نمایندگان کاتولیک‌ها، جلسه‌ای عمومی برگزار شد.

جان میچل حزب حاکم در آن زمان را «دولت بدون پاپ» توصیف کرد و حضور یک پروتستان در جایگاه خطابه را اتفاقی فرخنده خواند. متن زیر از «خبرنگار»، ارگان سابقاً بانفوذ قلعه دوبلین، گرفته شده است: آقای مک‌نالی خود را جادو و طلسمات در معرض بررسی نهاد کاتولیک قرار داد. او مشتاق بود طلسم نویس که نامش با آرمان جادو و طلسمات باشکوهی که به عنوان ایرلندی برای آن مبارزه می‌کردند، گره بخورد - آرمانی که از همان جوانی، اگرچه پروتستان بود، آن را آرمان خود می‌دانست. او اصرار داشت که رفتار لرد ستوان غیرقانونی است راوند - او قدرت دستگیری فردی را صرفاً با اختیار خود ندارد؛ و چون اختیار ندارد، البته نمی‌تواند آن را به یک قاضی واگذار کند.

- [در اینجا او به رفتار آقای هیر، قاضی دعا پلیس که دستگیری‌ها را انجام داد، اشاره کرد.] او گفت که خود پادشاه قدرتی را که لرد ستوان در دستگیری لرد فینگال و نترویل داشت، ندارد. او پرونده رئیس دادگاه هاسی و ادوارد چهارم را مطرح کرد. - پادشاه از قاضی پرسید که آیا حکم خودش برای دستگیری یک تبعه کافی نیست؟ - رئیس دادگاه پاسخ منفی داد. و دلیل آن واضح بود. پادشاه نمی‌تواند هیچ اشتباهی مرتکب جادو و طلسمات شود. - اما رعیت نمی‌توانست هیچ گونه حق قانونی علیه چنین قاضی بی‌عیبی داشته باشد. او برای مثال و مرجعیت در این مورد به محاکم ایالتی اشاره کرد؛ و نشان داد که قدرتی که خود اعلیحضرت نمی‌تواند اعمال کند، نمی‌تواند از بدن مات ستوان او - که همچون قهدریجان مهتاب و پرتوی

متناوب است - عبور کند. اوکانل از او پیروی کرد، و ذهن تیزبین آن وکیل بزرگ، بدنه کاتولیک را از جادو و طلسمات جادو و طلسمات دام عمیق‌تری که در آن گرفتار شده بود، نجات داد.[صفحه ۲۰۰] قانون بدِ یک مشاور دروغگو آنها را در موقعیت بدی قرار می‌داد. او در حین سخنرانی خود اعلام کرد: با توجه به آنچه آقای مک‌نالی گفته بود، او نمی‌توانست موافقت کند. اقدام آقای هیر صرفاً نظر شخصی او به عنوان یک قاضی بود و لرد ستوان هیچ اهمیتی به مسئولیت آن نمی‌داد؛ و او [آقای اوکانل] اجازه نمی‌داد در آن جلسه چیزی به دوک ریچموند داران نسبت داده شود که اعلیحضرت از هر نظر در قبال آن پاسخگو نبودند.

در ۱۹ دعا اکتبر ۱۸۱۱، ولزلی پول طلسم نویس از قلعه دوبلین به وزیر کشور در مورد روند کار کمیته کاتولیک نامه می‌نویسد و «گزارشی از» - به گفته خودش - «یکی از جاسوسان ما» را ضمیمه می‌کند. این سند که با امضای «JW» امضا شده است، هنوز هم به همراه نامه پول در دفتر ثبت اسناد لندن نگهداری می‌شود. تقریباً در همان زمان، پول به وزارت کشور اعلام می‌کند که «آقای کوران جوان، پسر رئیس روزنامه‌ها، در جمع‌آوری کمک‌های مالی از کاتولیک‌ها برای آقای فینرتی بسیار فعال بوده است و نامه‌هایی از افراد مرتبط در لندن برای تبلیغ این موضوع به کاتولیک‌های اینجا ارسال شده است.»[503] طلسم این گزارش‌های منظم از حلقه‌ی خانوادگی کوران، درجه‌ای از خیانت را در بر فولاد شهر می‌گیرد که تصورش دردناک است.[504] گزارش‌های مربوط به «JW» تمایلی

به محبوب کردن کوران نزد «قدرت‌ها» نداشت. پسر این میهن‌پرست، با توصیف یک سال قبل، می‌نویسد: گروهی متشکل از هفده سرباز، به همراه بهترین دعانویس شهر همسرانشان، یا همراهان عیاششان، و بسیاری از کودکان، و ظاهراً به منظور ایجاد مزاحمت انتخاب شده بودند، بدون هیچ اطلاع قبلی، در خانه آقای کوران مستقر شدند.[505] مرحوم آقای بیرن، کارمند قدیمی پتی سشنز، به من اطلاع داد که هنگام قدم زدن در این زمان با پسر عمویش آقای فلان، وکیل سیاست لیبرال، مک‌نالی، با ... طلسم [صفحه ۲۰۱]چشمک زنان طلسم به او نزدیک شد و گفت: «مردم بالاخره دارند شروع به خواندن می‌کنند؛ برای کسانی که هنوز نمی‌توانند بخوانند، کتاب و روزنامه خوانده می‌شود؛ بعد از خواندن، فکر خواهند کرد و خیلی زود به فکر فرو می‌روند تا اینکه
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.