پارس آباد

بهتر شو

پارس آباد

خود را ایمن بداند. ناپدید شدن بنجامین باتهرست، از خویشاوندان ارل باتهرست، هرگز توضیح داده نشده است. باتهرست در زمانی که انگلستان قبل از آغاز لشکرکشی به شبه جزیره، به دنبال متقاعد کردن اتریش برای اعلام جنگ علیه فرانسه بود، به یک مأموریت مخفی به وین فرستاده شد. اتریش اندکی پس از آن از مرز فرانسه عبور کرد و باتهرست نشانه‌هایی از تهدید به نابودی شخصی دریافت کرد. به امید جلوگیری از ترور، او در بازگشت به انگلستان مسیر شمالی را در پیش گرفت و پس از رسیدن به پرلبرگ در براندنبورگ، با پارس آباد هیجان به دیدار فرمانده زره‌پوشان رفت و درخواست کرد که نگهبانانی در مهمانخانه‌ای بهترین دعانویس شهر که در آن توقف کرده بود، نگهبانی دهند.

این نگهبانان آماده شدند و باتورست تمام روز را به نوشتن و از بین بردن نامه‌ها گذراند. کمی قبل از اینکه کالسکه‌اش در تاریکی یک عصر نوامبر به در برسد، به چند سرباز که او را همراهی می‌کردند، گفت که می‌توانند عقب‌نشینی کنند. در حالی که تمام اهل خانه آماده بدرقه او بودند، او از دایره نور فانوس عبور کرد و در میان سرها دعا گم شد.[صفحه ۹۶] این اتفاق در ۲۵ نوامبر ۱۸۰۹ رخ داد و باتورست دیگر هرگز دیده یا شنیده نشد، با وجود اینکه، همانطور که بارینگ گولد به ما یادآوری می‌کند، انگلستان ۲۰۰۰ دعا لیره و پروس ۱۰۰ فریدریش اشنویه طلا برای کشف حتی بقایای او پیشنهاد کردند.

در ابتدا، ردیابی جاسوسی که این فصل‌ها عمدتاً با او سروکار دارند، تقریباً به همان اندازه یافتن استخوان‌های باتورست ناامیدکننده به نظر می‌رسید. از بین تمام خبرچین‌های دولت، هیچ‌کس به اندازه او از افشا شدن مصون نمانده است. ولینگتون، با طلسم نویس تمام زیرکی‌اش، تصور می‌کرد که وجود نام یک مرد در قانون تبعید، مدرک قطعی علیه شورشی بودن اوست.[243] و بنابراین از هرگونه درخواستی از سوی تاج و تخت محروم شد. اما اگر او از تاریخچه مخفی پرونده ترنر مطلع بود، چشمانش را باز می‌کرد. در ژوئیه 1798، لایحه‌ای تکاب در مورد فراریان تصویب شد که رهبران شورشی را که از عدالت گریخته بودند، فهرست می‌کرد.

در این لایحه، نام ساموئل ترنر را می‌یابیم. در طول سال بعد، از پارلمان خواسته شد تا با تصویب قانون «تحقیر از جرم» علیه ساموئل ترنر، به کلاهبرداری متهم شود جادو و طلسمات و او را خائن بنامد. از سال 1797، او در خارج از کشور زندگی می‌کرد و خود را «تبعیدی ارین» جا می‌زد.[244] صندوقچه‌ی مهر و موم شده در طلسم قلعه‌ی دوبلین که چند سال پیش باز شد، حاوی تنها نامه‌ای بود که تا به حال دعا با نام ترنر امضا شده بود. این نامه مربوط به جادو و طلسمات حقوق بازنشستگی او بود و لازم بود [صفحه ۹۷]برای یک بار هم کمال شهر که شده نقاب را کنار بگذارد.

ما قبلاً او را در لباس فرنز، ریچاردسون و به خصوص «دوست لرد داونشایر» دیده‌ایم.[245] اکنون نام جدیدی برای گیج کردن آیندگان انتخاب شده است. او دستور می‌دهد که 500 لیره به حساب «جی. دِستینگر» واریز شود و این مبلغ را او باید بهترین دعانویس شهر از طریق شخص ثالثی برداشت می‌کرد. نامه ترنر نه به قلعه دوبلین، بلکه به کوک در لندن ارسال شده است، زیرا آن آقا به عنوان معاون وزیر در امور ایرلند، توسط آقای مارسدن جانشین شده است. جناب آقای وزیر کوک.[246] هامبورگ: ۱۸ مه ۱۸۰۲. جناب آقای جادو و طلسمات ... در پی نامه‌هایی که افتخار دریافت آنها را از لرد کسلری و سر جیمز کرافورد داشته‌ام، با کمال میل و احترام، در خصوص مستمری ۳۰۰ لیره‌ای فردیس سالانه‌ای که دولت صلاح دانسته در ازای کسب اطلاعات در مورد امور

ایرلند به من اعطا کند، اظهار نظر می‌کنم. جناب عالی اظهار می‌دارند که شما آنقدر لطف داشته‌اید که پیشنهاد پرداخت مستمری را به هر شخصی که من به عنوان نماینده معرفی کنم - یا به هر نحوی که من پیشنهاد دهم - داده‌اید. در حال حاضر هیچ شخصی در ایرلند جادو و طلسمات وجود ندارد که من بخواهم به او اعتماد کنم، و تا زمانی که روشی اتخاذ شود، اگر زحمت بکشید و مبلغ ۵۰۰ لیره (بریتانیایی) را به نام جی. دِستینگر - نامی که من آن را با آن می‌نویسم طلسم - از طریق سر جئو رامبولد، در هر بانکی در لندن واریز کنید، بسیار سپاسگزار خواهم بود.[247] حالا که جنگ تمام شده و قرار است همه افراد هم‌نسل من از خدمت مرخص شوند، من مصمم هستم که خیلی بیشتر از
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.