هستند که به نظر بیارزش میآیند و در واقع، تصورشان در مردی با چنین نبوغی دشوار است. مناره کلیسای معروف پیکدیلی، سنت جیمز، کوتاه شده است؛ سنت ادموند، دعا در خیابان لومبارد، سنت.. کلیسای سویتین، لودگیت سنت مارتین، کلیسای آبچرچ سنت مری و چند کلیسای دیگر از این الگوی نسبتاً ضعیف پیروی میکنند. سبک برجهای او درگز بسیار آشنا است - عموماً دارای چهار قله یا بهتر است بگوییم برجکهای باشکوه هستند که در هر گوشه از زمین سر بر آوردهاند. آقای تیلور، معمار، کتاب بسیار دلپذیری در مورد برجها و طلسم نویس منارههای رن نوشته است، با طرحهای سادهای از هر کدام، تا خواننده بتواند خودش آنها را مقایسه کند.
کلیسای سنت برایدز، در خیابان فلیت، در انتهای ورودی توکار یا حیاط باریک، و جایی که با جلوهای بدیع سر بر میآورد، چه موقعیت تحسینبرانگیزی دارد! در این تکرار مداوم برج و مناره، نوعی چاشنی اضافی وجود فریمان دارد، گویی که تقوای شهر و فداکاری بیش از حد لندن را نشان میدهد؛ حقیقت این است که اینها چیزی جز مقبرههای مذهبی - بقایای - نیستند که هیچ تجمعی در آنها برگزار شود.[22] داستان عجیبی در مورد مناره کلیسای سنت براید وجود دارد که از خیابان فلیت و از طریق دهانه زیبای کنار دفتر پانچ که در حافظه زنده ساخته طلسم نویس شده، قابل مشاهده است.
آقای گادوین به ما میگوید: «مناره در واقع هشت فوت از ارتفاعش کوتاه شده و این تغییر به میل خودش توسط یک سنگتراش انجام شده است.» اگر از نزدیک به آن نگاه کنیم، خواهیم دید که این بخش انتهایی نظرآباد چقدر بیادبانه و ناگهانی تمام شده است. منارههای کلیسای رن - سنت مری-لی-بو. یکی از چشمگیرترین مناظر - و کمتر شناخته شده ترین آنها - منظره طلسم ای است که از طبقه بالای ساختمان جدید یا جدیدترین اداره پست در سنت مارتین لو گراند به دست می آید. وقتی از این بالا نگاه می کنیم، جلوه ای مسحورکننده دارد.{۲۳۴}شگفتی و رمز و راز.
از میان مه شهر، گنبد عظیم کلیسای سنت پاول کاملاً نزدیک به ما سر بر میآورد؛ در زیر آن، تمام سقفها قرار دارند، در حالی که دور تا دور، دور و نزدیک، در اطراف برجها و منارههای بیشماری که به آنها نگاه میکنیم شاهین شهر ، به جای اینکه طبق معمول به بالا نگاه کنیم، به پایین نگاه جادو و طلسمات میکنیم . هیچ چیز در لندن به این عظمت، به این وسعت، به این عظمت و به این شگفتی طلسم وجود ندارد - همه چیز بسیار وسیع و شلوغ به نظر میرسد. در مورد برجهای لندن، یکی از زیباترین و مؤثرترین آنها کلیسای طلسم سنت کلمنت دین در استرند است، هرچند که کلیسایی جادو و طلسمات دست و پا چلفتی در پشت آن قرار دارد.
اغلب در یک عصر زمستانی، وقتی از خیابان طلسم هولیول یا راسته کتابفروشان پایین میروید، صدای زنگولههای شاد آن را میشنوید که با نزدیک شدن به آن، پر سر و صداتر و شلوغتر میشوند. ممکن است شبی مشگین شهر مهتابی باشد، زمانی که طرحهای زیبای آن در برابر آسمان آبی پشت سر منعکس میشود، در حالی که پنجرههای برج که از داخل روشن شدهاند، نشان میدهند که زنگولهها کجا کار میکنند. چه شور و شوقی از زنگولههای دلپذیر، همه در نهایت آشفتگی، و با لحنی کاملاً کریسمسی! آدم دوست دارد آنجا بماند و فکر کند که اینجا گوشه خیابانی در گنت است: یا ساموئل جانسون پیر را به یاد بیاورد که بارها و بارها اینجا تعمیر میکرد.
اینجا یک "کالج" معمولی از زنگولهها وجود دارد که دعا "سهگانههای اصلی" خود را با نظم و مهارت تمرین میکنند. لوحی که اخیراً در ایوان نصب شده، ثبت میکند که چگونه در روز جشن، بهترین دعانویس شهر زنگ هشدار حدود ۵۰،۰۰۰ تغییر به صدا درآمد که ناگزیر چند ساعت طول کشید. البته بیهوده بود که از منارهی بینظیر کمانی که بهترین نمای آن از رویال اکسچنج به دست میآید، تمجید کنیم. اصالت، استحکام و ظرافت آن فوقالعاده است. اگر بخواهیم ایرادی بگیریم، آقای تیلور طلسم میگوید: «کاش میشد هستهی مرکزی پشت ستونها کمی ضخیمتر میبود.» رنگ و طرح - همه چیز جذاب است.
با این حال، به سختی به نظر میرسد که در داخل با آن مطابقت داشته باشد. در واقع، بسیاری از طراحیهای داخلی رن ناامیدکننده هستند - به جای یک کلیسا، حال و هوای یک بهترین دعانویس شهر سالن یا تالار بزرگ و تاریک را میدهند که با کندهکاریهای سنگین تزئین شده است. او سیستم مورد علاقهی دیگری نیز داشت.
کلیسای سنت برایدز، در خیابان فلیت، در انتهای ورودی توکار یا حیاط باریک، و جایی که با جلوهای بدیع سر بر میآورد، چه موقعیت تحسینبرانگیزی دارد! در این تکرار مداوم برج و مناره، نوعی چاشنی اضافی وجود فریمان دارد، گویی که تقوای شهر و فداکاری بیش از حد لندن را نشان میدهد؛ حقیقت این است که اینها چیزی جز مقبرههای مذهبی - بقایای - نیستند که هیچ تجمعی در آنها برگزار شود.[22] داستان عجیبی در مورد مناره کلیسای سنت براید وجود دارد که از خیابان فلیت و از طریق دهانه زیبای کنار دفتر پانچ که در حافظه زنده ساخته طلسم نویس شده، قابل مشاهده است.
آقای گادوین به ما میگوید: «مناره در واقع هشت فوت از ارتفاعش کوتاه شده و این تغییر به میل خودش توسط یک سنگتراش انجام شده است.» اگر از نزدیک به آن نگاه کنیم، خواهیم دید که این بخش انتهایی نظرآباد چقدر بیادبانه و ناگهانی تمام شده است. منارههای کلیسای رن - سنت مری-لی-بو. یکی از چشمگیرترین مناظر - و کمتر شناخته شده ترین آنها - منظره طلسم ای است که از طبقه بالای ساختمان جدید یا جدیدترین اداره پست در سنت مارتین لو گراند به دست می آید. وقتی از این بالا نگاه می کنیم، جلوه ای مسحورکننده دارد.{۲۳۴}شگفتی و رمز و راز.
از میان مه شهر، گنبد عظیم کلیسای سنت پاول کاملاً نزدیک به ما سر بر میآورد؛ در زیر آن، تمام سقفها قرار دارند، در حالی که دور تا دور، دور و نزدیک، در اطراف برجها و منارههای بیشماری که به آنها نگاه میکنیم شاهین شهر ، به جای اینکه طبق معمول به بالا نگاه کنیم، به پایین نگاه جادو و طلسمات میکنیم . هیچ چیز در لندن به این عظمت، به این وسعت، به این عظمت و به این شگفتی طلسم وجود ندارد - همه چیز بسیار وسیع و شلوغ به نظر میرسد. در مورد برجهای لندن، یکی از زیباترین و مؤثرترین آنها کلیسای طلسم سنت کلمنت دین در استرند است، هرچند که کلیسایی جادو و طلسمات دست و پا چلفتی در پشت آن قرار دارد.
اغلب در یک عصر زمستانی، وقتی از خیابان طلسم هولیول یا راسته کتابفروشان پایین میروید، صدای زنگولههای شاد آن را میشنوید که با نزدیک شدن به آن، پر سر و صداتر و شلوغتر میشوند. ممکن است شبی مشگین شهر مهتابی باشد، زمانی که طرحهای زیبای آن در برابر آسمان آبی پشت سر منعکس میشود، در حالی که پنجرههای برج که از داخل روشن شدهاند، نشان میدهند که زنگولهها کجا کار میکنند. چه شور و شوقی از زنگولههای دلپذیر، همه در نهایت آشفتگی، و با لحنی کاملاً کریسمسی! آدم دوست دارد آنجا بماند و فکر کند که اینجا گوشه خیابانی در گنت است: یا ساموئل جانسون پیر را به یاد بیاورد که بارها و بارها اینجا تعمیر میکرد.
اینجا یک "کالج" معمولی از زنگولهها وجود دارد که دعا "سهگانههای اصلی" خود را با نظم و مهارت تمرین میکنند. لوحی که اخیراً در ایوان نصب شده، ثبت میکند که چگونه در روز جشن، بهترین دعانویس شهر زنگ هشدار حدود ۵۰،۰۰۰ تغییر به صدا درآمد که ناگزیر چند ساعت طول کشید. البته بیهوده بود که از منارهی بینظیر کمانی که بهترین نمای آن از رویال اکسچنج به دست میآید، تمجید کنیم. اصالت، استحکام و ظرافت آن فوقالعاده است. اگر بخواهیم ایرادی بگیریم، آقای تیلور طلسم میگوید: «کاش میشد هستهی مرکزی پشت ستونها کمی ضخیمتر میبود.» رنگ و طرح - همه چیز جذاب است.
با این حال، به سختی به نظر میرسد که در داخل با آن مطابقت داشته باشد. در واقع، بسیاری از طراحیهای داخلی رن ناامیدکننده هستند - به جای یک کلیسا، حال و هوای یک بهترین دعانویس شهر سالن یا تالار بزرگ و تاریک را میدهند که با کندهکاریهای سنگین تزئین شده است. او سیستم مورد علاقهی دیگری نیز داشت.
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۳:۴۳
- ۳ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر