کتیبهای باشکوه پیدا خواهد کرد که توسط غریبهها نصب شده است - زیرا بیوه و دختر در فقر شدید رها شده بودند و باید با کمک مالی که از نژاد یورک دریافت میکردند، امرار معاش میکردند.{77}البته. دو فراماسون که خود را با «W» و «S» امضا میکردند، این ادای احترام را ارائه دادند: در نزدیکی این مکان، پیکر پاک لارنس استرن، درگذشته ۱۳ سپتامبر ۱۷۶۸ ، در سن ۵۳ سالگی، آرمیده است. آه! مولیتر اوسا، آرام. اگر سرِ سالم، قلبِ گرم و سینهای انساندوست، ارزش و روح پاک و بیآلایش، بیهیچ لکهای؛ اگر قدرتهای ذهنی میتوانستند به درستی ادعا کنند ای ستایشگرِ نامدارِ جاودانه، استرن مردی بود که با گامهای بلند و غولآسا بوتههای سرسبز و خرم را در همه جا درو کرد، و ماکو غیره.
و آنها پیاده اضافه کردند که اگرچه او «آنقدر زنده نماند که عضوی از جامعه آنها باشد، اما از آنجایی که تمام عملکردهای بینظیرش آشکارا ثابت میکند که او طبق قاعده و انصاف عمل کرده است، از این فرصت برای جاودانه کردن شخصیت والا و بیعیب طلسم نویس و نقص او تا اعصار آینده شادمان هستند.» تقریباً هر بخش از این افاضات نادرست یا بهترین دعانویس شهر نادرست است. جسد او آنجا نبود؛ او پنجاه و هفت ساله بود، نه پنجاه و سه ساله؛ او در ماه مارس درگذشت، نه سپتامبر، و در هجدهم، نه سیزدهم. سرش «سالم» شاهین دژ نبود؛ ارزشش «لکهدار» طلسم نویس بود ؛ و عمل کردن «طبق قانون و قاعده» تقریباً آخرین چیزی بود که ما به شاندایی خود اعتبار میدادیم.
لازم به ذکر است که کلمات «نزدیک این مکان» هستند، بنابراین محل دفن را مشخص نمیکنند. تحت این دعا شرایط، هرگونه بنای یادبودی در این مکان خاص، نوعی پوچی و عدم قطعیت به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، باید گفت که اگر چنین شایعات دردناکی در خارج از کشور وجود داشت، سنگ موجود - که چیزی بدبخت با کتیبهی بدبختش است - توسط دو فراماسون نصب نمیشد. آمادهسازی سنگ، چند جادو و طلسمات هفته یا چند ماه طول میکشید. سالها پیش نویسنده پیشنهاد داد که یادبودی در کلیسای جامع نقده یورک مینستر، که کلیسای جامع استرن پیش از آن بود، قرار داده شود.
رئیس کلیسا و همچنین مقام بهترین دعانویس شهر والای یورک او با این پروژه موافق بودند. چند درخواست کمک مالی، به ویژه از مرحوم آقای بهترین دعانویس شهر کارلایل و لرد هاوتون، دریافت شد، اما فراتر از این، تشویق چندانی صورت نگرفت. اکنون طلسم نویس میتوان این پروژه را احیا کرد، زیرا بهترین دعانویس شهر ذوق یا شوقی برای ثبت بناهای تاریخی وجود دارد. میتوان اضافه کرد که «الیزا»ی استرن با تمام افتخارات در کلیسای جامع بریستول، به عنوان یک «قطعه مجسمه بسیار زیبا» (به کتابهای راهنمای پیرانشهر محلی مراجعه کنید ) که طلسم نشانگر این مکان است، دفن شده است. در این کتاب آمده است که در این بانو «نبوغ و خیرخواهی با هم ترکیب شده بودند».
بنابراین جادو و طلسمات دعا آنها در ستایشگر کم اقبال او بودند، که برای یادبود او میتوان یک مدالیون ساده بر روی دیوار کلیسای جامع با کتیبه کوتاه «افسوس، یوریک بیچاره!» تهیه کرد.{78}« ». فصل نهم. پیکدیلی، خیابان باند و آلبرت گیت. دبلیودر عرض چند سال، تغییرات چشمگیری در گوشه هاید پارک ایجاد شده است. بسیاری معتقدند که این مکان یکی از مؤثرترین بناهای معماری لندن بوده است. زیرا در اینجا طاق بزرگ با خیابان پشت آن قرار داشته است، در حالی که رو به روی آن، دیوار یا رواق زیبایی قرار داشته که هادیشهر از میان آن پارک و صفوف کالسکهها و پیادهروها دیده میشد.
تغییری وحشتناک و ناشیانه ایجاد شده است. نوعی شیب مثلثی بیمعنی برداشته شده، طاق برداشته شده و در زاویهای غیرمعمول و بیمعنی قرار گرفته است. فضا به صورت جادهای برش داده شده و با "پناهگاههای" مثلثی یا بهتر است بگوییم به شکل دنده گوسفند جادو و طلسمات قرار داده شده است که در یکی از آنها مجسمه سوارکاری دوک ولینگتون نصب شده طلسم نویس است. بینظمی جسورانه کل بنا - تقریباً وحشیانه - باعث ایجاد احساس ناامیدی میشود، زیرا دعا هیچ مجسمه یا تزئیناتی نمیتواند نقص اساسی اولیه را درمان کند. چیزی که باید بیش از همه مورد تاسف قرار گیرد، آسیبی است دعا که به رواق زیبای طلسم روباز وارد شده طلسم است، رواقی که توسط آقای دسیموس برتون طراحی شده تا در کنار خیابان قرار گیرد و روبروی ساختمانهای دیگر باشد.
و آنها پیاده اضافه کردند که اگرچه او «آنقدر زنده نماند که عضوی از جامعه آنها باشد، اما از آنجایی که تمام عملکردهای بینظیرش آشکارا ثابت میکند که او طبق قاعده و انصاف عمل کرده است، از این فرصت برای جاودانه کردن شخصیت والا و بیعیب طلسم نویس و نقص او تا اعصار آینده شادمان هستند.» تقریباً هر بخش از این افاضات نادرست یا بهترین دعانویس شهر نادرست است. جسد او آنجا نبود؛ او پنجاه و هفت ساله بود، نه پنجاه و سه ساله؛ او در ماه مارس درگذشت، نه سپتامبر، و در هجدهم، نه سیزدهم. سرش «سالم» شاهین دژ نبود؛ ارزشش «لکهدار» طلسم نویس بود ؛ و عمل کردن «طبق قانون و قاعده» تقریباً آخرین چیزی بود که ما به شاندایی خود اعتبار میدادیم.
لازم به ذکر است که کلمات «نزدیک این مکان» هستند، بنابراین محل دفن را مشخص نمیکنند. تحت این دعا شرایط، هرگونه بنای یادبودی در این مکان خاص، نوعی پوچی و عدم قطعیت به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، باید گفت که اگر چنین شایعات دردناکی در خارج از کشور وجود داشت، سنگ موجود - که چیزی بدبخت با کتیبهی بدبختش است - توسط دو فراماسون نصب نمیشد. آمادهسازی سنگ، چند جادو و طلسمات هفته یا چند ماه طول میکشید. سالها پیش نویسنده پیشنهاد داد که یادبودی در کلیسای جامع نقده یورک مینستر، که کلیسای جامع استرن پیش از آن بود، قرار داده شود.
رئیس کلیسا و همچنین مقام بهترین دعانویس شهر والای یورک او با این پروژه موافق بودند. چند درخواست کمک مالی، به ویژه از مرحوم آقای بهترین دعانویس شهر کارلایل و لرد هاوتون، دریافت شد، اما فراتر از این، تشویق چندانی صورت نگرفت. اکنون طلسم نویس میتوان این پروژه را احیا کرد، زیرا بهترین دعانویس شهر ذوق یا شوقی برای ثبت بناهای تاریخی وجود دارد. میتوان اضافه کرد که «الیزا»ی استرن با تمام افتخارات در کلیسای جامع بریستول، به عنوان یک «قطعه مجسمه بسیار زیبا» (به کتابهای راهنمای پیرانشهر محلی مراجعه کنید ) که طلسم نشانگر این مکان است، دفن شده است. در این کتاب آمده است که در این بانو «نبوغ و خیرخواهی با هم ترکیب شده بودند».
بنابراین جادو و طلسمات دعا آنها در ستایشگر کم اقبال او بودند، که برای یادبود او میتوان یک مدالیون ساده بر روی دیوار کلیسای جامع با کتیبه کوتاه «افسوس، یوریک بیچاره!» تهیه کرد.{78}« ». فصل نهم. پیکدیلی، خیابان باند و آلبرت گیت. دبلیودر عرض چند سال، تغییرات چشمگیری در گوشه هاید پارک ایجاد شده است. بسیاری معتقدند که این مکان یکی از مؤثرترین بناهای معماری لندن بوده است. زیرا در اینجا طاق بزرگ با خیابان پشت آن قرار داشته است، در حالی که رو به روی آن، دیوار یا رواق زیبایی قرار داشته که هادیشهر از میان آن پارک و صفوف کالسکهها و پیادهروها دیده میشد.
تغییری وحشتناک و ناشیانه ایجاد شده است. نوعی شیب مثلثی بیمعنی برداشته شده، طاق برداشته شده و در زاویهای غیرمعمول و بیمعنی قرار گرفته است. فضا به صورت جادهای برش داده شده و با "پناهگاههای" مثلثی یا بهتر است بگوییم به شکل دنده گوسفند جادو و طلسمات قرار داده شده است که در یکی از آنها مجسمه سوارکاری دوک ولینگتون نصب شده طلسم نویس است. بینظمی جسورانه کل بنا - تقریباً وحشیانه - باعث ایجاد احساس ناامیدی میشود، زیرا دعا هیچ مجسمه یا تزئیناتی نمیتواند نقص اساسی اولیه را درمان کند. چیزی که باید بیش از همه مورد تاسف قرار گیرد، آسیبی است دعا که به رواق زیبای طلسم روباز وارد شده طلسم است، رواقی که توسط آقای دسیموس برتون طراحی شده تا در کنار خیابان قرار گیرد و روبروی ساختمانهای دیگر باشد.
- چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۱۶:۰۱
- ۵ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر