سوسنگرد

بهتر شو

سوسنگرد

به او، به سبک آسمودئوس، از رنج‌ها و خطاهای دیگران. اگر از گرایش‌های عمومی عصر خود به گرایش‌های افراد به بدبینی نگاه کنیم، همین تناقض را می‌توان مشاهده کرد. همانطور که به هیچ وجه نشانه سوسنگرد بدی از دعا این زمانه نیست که آگاهی عمیق‌تری از میزان درد و رنج و ظلمی که در جهان رواج دارد، وجود داشته باشد، به هیچ وجه نشانه‌ای بهترین دعانویس شهر از خلق و خوی بد نیز نیست که مردی دیدگاهی تیره و تار نسبت به طبیعت انسان و زندگی داشته باشد. تیمون ممکن است انسان شریفی باشد،[صفحه ۱۰۲]یا کاملاً برعکس. ما باید او را در هر دو شخصیت بررسی کنیم.

تیمونِ شریف با بخشش و همدردیِ غیرمعمولی شروع کرده و به دلیل اینکه دیگران را طلسم نویس کمتر از خودش خوب و صادق یافته، تلخکام شده است. نوعی صداقتِ معمولی، از خودگذشتگیِ معمولی، سخاوت و سپاسگزاریِ معمولی در بین انسان‌ها رایج است. کسی که کمی بالاتر از حد متوسط ​​از چنین ویژگی‌های خوبی برخوردار باشد، از هر طرف با ناامیدی روبرو می‌شود. او افرادی را می‌بیند که خودخواهی نشان بهترین دعانویس شهر می‌دهند، در بهترین دعانویس شهر حالی که او، به طور طبیعی، راحتی یا منافع خود را فدای منافع آنها می‌کرد؛ افرادی که بدجنس هستند در حالی که او سخاوتمند بود، و مشکوک در حالی بهترین دعانویس شهر که او به اندازه امیدیه روز رک جادو و طلسمات و صریح بود؛ و در نهایت، افرادی که مهربانی دعا او را با ناسپاسیِ غیرقابل توضیح برای ذهن سخاوتمند او که

سرشار از خیرخواهیِ خود است، پاسخ می‌دهند. پس چه اتفاقی می‌تواند برای تیمون ما بیفتد جز اینکه به کسانی که آنها را بسیار متفاوت از خود می‌داند، بی‌اعتماد شود، خود را از آنها دور کند (و شاید به دعا نوبه خود بی‌اعتمادی آنها را برانگیزد)، و اغلب بخش زیادی از محبت‌های ناامیدکننده خود را به حیواناتی اختصاص دهد که به وفاداری آنها می‌تواند بیشتر رامهرمز تکیه کند، و ستم‌هایی که از سوی انسان‌های بی‌رحم به آنها می‌شود، انزجار او را از نوع خود بیشتر می‌کند؟ در تمام دعا این مدت، مرد دیگری جادو و طلسمات که طلسم سخاوت و صداقتش در ابتدا کمی پایین‌تر از ...

بود،[صفحه ۱۰۳]بالاتر از حد متوسط، زندگی را با شگفتی دلپذیری گذرانده است و دریافته است که همسایگانش مهربانی بیشتری نسبت به آنچه (او آگاه است) که در مکان‌هایشان نشان می‌داد، به او نشان می‌دهند و نه بیشتر از آنچه طلسم که او فکر می‌کرد آنها را صادق نمی‌داند. بنابراین، با طلسم نویس یک تناقض عجیب، انسان شریف‌تر بسیار بیشتر از انسان فرومایه مستعد تبدیل شدن به انسان‌ستیز است؛ و این نوع تحقیر و تلخی متکبرانه‌ای است که به طور خاص متعلق به اوست و هر بدبینی، چه واقعاً آن بهبهان را احساس کند و چه نکند، آن را در نظر می‌گیرد. همیشه در تمام سخنرانی‌های تند علیه طبیعت انسان، این نکته به طور ضمنی مطرح می‌شود که گوینده کاملاً از ضعف، حماقت و شرارتی که محکوم می‌کند، ناتوان است؛ و اگر به

«جنبه تاریک مشیت الهی» اشاره می‌کرد، جهان را بر اساس اصول بهتری اداره می‌کرد. اما بسیار جای سوال است که آیا باید به اصالت خشم آن آقایانی که شرارت‌های جهان را محکوم می‌کنند، اما طلسم هرگز انگشتی برای رفع آنها تکان نمی‌دهند، اعتبار نامحدود بدهیم؟ و لذت شخصی‌شان از چیزهای خوب زندگی - خانه‌های زیبا، لباس‌ها، شام‌ها، نقاشی‌ها، خرت و پرت‌ها، گفتگوهای دلپذیر و نقدهای مثبت کتاب‌هایشان - بهترین دعانویس شهر آشکارا هرگز تحت تأثیر حس غم‌انگیزشان جادو و طلسمات از سرنوشت هولناک بشریت قرار نگرفته است، و اشتهایشان برای تحسین نیز هرگز تحت تأثیر اعتقاد عمیقشان به حماقت و حقارت مردمی که این تحسین را به آنها ارائه جاجرم می‌دهند، قرار نگرفته است.

[صفحه ۱۰۴] به نظر می‌رسد که یک تیمون، نه از نوع شریف‌تر، آن جادو و طلسمات نور بزرگ فلسفه اخیر آلمان، آرتور شوپنهاور، بوده است. از آنجایی که شوپنهاور بدون فرزند درگذشت، امیدوارم طلسم اگر شخصیت او را به عنوان برجسته‌ترین بدبین عصر، صادقانه بررسی کنیم، احساسات کسی را جریحه‌دار نکند. به نظر من، یادگیری «یادداشت‌های» چنین شخصیتی آموزنده خواهد بود - به طور خلاصه، مطالعه اینکه چه نوع چیزهایی (به اصطلاح) یک بدبین گاهی اوقات ساخته می‌شود. انصافاً، باید در نظر داشته باشیم که شوپنهاور علاوه بر موعظه بدبینی، در زمینه فلسفی نیز کارهای زیادی انجام داد. او یک سیستم متافیزیکی با عمق و نبوغ قابل توجه ایجاد کرد - که یکی از مزایای آن، در هر صورت، می‌توان آن را این دانست که به راحتی در مورد دیدگاه‌های کاملاً متفاوت
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.