آموزش گام‌به‌گام دعانویس بندر گز با رویکردی عملی

۱۳ بازديد
نشان دهیم. با نزدیک شدن به هر ساحل، هر ده دقیقه دعاگر یکبار باد حاجت گرفتن شدیدی می‌وزد و بخش زیادی از مسیر را از دست رمل می‌دادیم و از آنجایی که احضار لنگرگاهی که کیمیاگری ترک کرده بودیم در فاصله قابل توجهی از ورودی تنگه قرار داشت، جزر و مد برای عبور ما کافی نبود. در آب‌های راکد، باد کم شد و شیاطین با مساعد شدن هوا، من به دنبال لنگرگاهی در دعا فرشتگان طلسم نویس نزدیکی ساحل نماز خواندن جنوبی گشتم. با این حال، دیدن ابجد جلبک دریایی که در گلباف جادو حاشیه ساحل بود، مرا از این کار منصرف کرد

و مجبور شدیم به لنگرگاهی در خلیج پوسسیون برگردیم. کشتی بیگل قبلاً در یک اسکله بسیار مناسب لنگر انداخته بود؛ اما جزر و مد بسیار شدید بود و به ما اجازه نمی‌داد به مکانی که در آن قرار داشت برسیم و لنگر جادو سیاه ما در فاصله یک مایلی قدیس از شماره ملا آن، در نوزده فاتوم، انداخته شد. سرعت جزر و مد دعا در آن زمان پنج و کمی بعد نسخ خطی شش مایل در ساعت بود. اگر جزر و مد غربی با همان قدرت تنظیم می‌شد، می‌توانستیم دعانویس از تنگه عبور کنیم. با این حال، شکست ما هدف خوب ما را

که آشنایی بیشتر با وسعت کرانه‌ای که ضلع شمالی خلیج پوسسِن را در بر می‌گیرد و زمان جزر و توسل مد در تنگه بود، که در این روز (ماه نو) ظرف چند دقیقه عبادت کردن بعد از ظهر اتفاق افتاد، برآورده کرد. وقتی از دماغه نارنجی عبور می‌کردیم، چند سرخپوست را دیدیم که در دین زیر تپه آتش روشن کرده بودند تا توجه ما را جلب کنند؛ اما ما آنقدر سرگرم بودیم که گالیکش نتوانستیم توجه زیادی به آنها بکنیم.{15}حرکات آنها. گواناکوها همچنین در حال تغذیه در نزدیکی ساحل دیده شدند، که اولین نشانه ما از وجود آن حیوان در جنوب

تنگه ماگالهانس بود. وقتی هوا روشن شد (۲۹ فوریه)، مشخص شد که کشتی در طول شب به طور قابل توجهی به سمت پایین رانده شده است. لنگر را وزن کردند و با مد مساعد، به لنگرگاهی در یک مایلی کشتی بیگل رسیدیم. ما به طور ناگهانی به هشت فاتوم رسیدیم که لنگر بلافاصله روی آن انداخته شد و با کابل انحرافی، عمق به یازده فاتوم رسید. ما در لبه یک ساحل لنگر انداخته بودیم که کمی بعد، با پایین آمدن جزر و مد، در فاصله صد یاردی کشتی خشک ماند. با نزدیک شدن به یک ساحل کم عمق، تمهیداتی برای

جلوگیری از برخورد کشتی با بندر گز آن اندیشیده شد. یک لنگر زیر پا انداخته شد و لنگرهای دیگری آماده شدند تا در آب قرار گیرند، طلسم زیرا عمق کنار ساحل از یازده به هفت فاتوم کاهش یافته بود و هنوز در سید و حاجی حال کاهش علوم غریبه بود. خوشبختانه ما به سمت پشت کافران به ساحل حرکت کرده بودیم و هیچ مشکلی نداشتیم. سیل باعث شد و در اسرع وقت کشتی به موقعیت دیگری، حدود نیم مایل به سمت جنوب شرقی، در موقعیتی بسیار مساعد برای تلاش بعدی ما برای عبور از تنگه منتقل شد. امشب جزر و مد سی و شش

فوت پایین آمد و سرعت جریان آب شش گره دریایی بود. صبح روز بعد، تلاش دیگری برای عبور از تنگه کردیم و با لنگر انداختن در نزدیکی دهانه آن، که به موجب آن از تمام قدرت جزر و مد و همچنین تمام مدت فاضل آباد جزر و مد بهره‌مند شدیم، موفق شدیم در جفر عرض دو ساعت از آن عبور کنیم، اگرچه مسافت بیش از بیست مایل بود و باد مستقیماً در جهت مخالف ما می‌وزید، دریا، مانند قبل، بارها و بارها بر فراز کشتی می‌شکست. بعد از بیرون آمدن ابطال کردن جادو از تنگه، مجبور شدیم از یک «مسابقه» سنگین عبور کنیم

تا دعا نویسی ارواح از نفوذ نهری که بین رمال تنگه اول و دوم جریان دارد، «خارج شویم»، اما جزر و مد به اندازه کافی ادامه داشت حرز تا ما را به طلسمات یک لنگرگاه آرام پیشینه تاریخی برساند. عصر دوباره وزن‌کشی کردیم و به خلیج گرگوری رسیدیم، همزاد جایی که بیگل صبح روز علوم غریبه بعد مذهب به ما ملحق شد. از زمان ورود به تنگه، ما هیچ ارتباطی نداشتیم{16}به دلیل آب و هوا و قدرت جزر و مد، با کشتی بیگل بودند؛ بنابراین از این جادوگر کلیسا فرصت استفاده تعویذ شد تا به او آب جفت روحی بدهند، آبی که فقط برای

دو روز برایش باقی مانده بود. بخش عمده‌ای از این روز در ساحل، با بررسی منطقه و مشاهدات سپری شد. دودهای بزرگی [15] در سمت غرب مشاهده شد. ساحل با ردپای انسان‌ها و اسب‌ها و حیوانات دیگر پوشیده شده بود. روباه‌ها و شترمرغ‌ها دیده
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.